تبليغاتX
طنز و بس ...

طنز و بس ...

خنده بر هر درد بی درمان دواست

فاش می گویم

 

فــاش می گویم و از گفته ی خــود لرزانم

که ز افشاگـــری آخــــر چـــه رسد بر جانم

هی نگو:بنده‌ی عشق از دو جهان آزاد است

برو مشدی ،که دو ماه است  توی زندانم

گرچه گه کاو و گهی كوژ و گهی زنگاری است

چند سالی است که این آینه می گردانم

آب و نانی است در این شغل شریفم که مپرس

آبرو می برم و می رسد آنک نانم

قلمي در كف خود دارم و  آماده ی کار

 كارفرمـــــــــــاي عزیزی   بدهد فرمانم

مايه چون دشت شود مايه ي دشتي آيد

چه چهي مي زنم و مي زنم و مي خوانم

جنبشی نیز در این بین به پا می سازم

کمــــــــر  خدمت می بندم و  مي  جنبانم

 کی تعلّل بکنم گاه تملق ، هیهات

پشت گوشي بَدَل از پاچه نمي خارانم

 حالی افسوس كه احوال خوشي نيست مرا

چند ماهی است که از دست قضا نالانم

 تا بگیرم خِر آن تحفــــــــه که زیرآبم زد

زور رستم بده یارب تــــو بر این دستانم

«کوچه باغی» توی سلول شنیدن دارد

باغبان گفته که من بلبل این بستانم

صبر بر حبس نه دشوار بوَد می ترسم

دوره دیگر شود  و تخته شود دکـــــانم

***

گفتم اشعار  وزین گل کند از طبع حقیر

آه و صد درد کـــــــه در رفت کش تنبانم!

 

برگرفته از : بوالفضول الشعرا

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 شهریور1389ساعت 10:51 بعد از ظهر  توسط علیرضا برات وند  | 

هستن آقای احمدی نژاد !؟!

انتخابات برگزار شد و در یک رقابت فشرده میان آقای احمدی نژاد و آقای " سید مهدی خاتمی ‏نوری"، آقای خاتمی نوری به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و مراسم تحلیف انجام گرفت و ‏آقای احمدی نژاد از ریاست جمهوری رفت کنار و برگشت به ارادان و رفت لابلای دست ‏خانواده و مشغول ادامه حیات شد و رئیس جمهور جدید مشغول به کار شد. ‏

طبیعتا پس از آمدن رئیس جمهور جدید سبزه های باغ روئیدند و نگهبانان دفتر ریاست ‏جمهوری لباس های تمیز پوشیدند و در و دیوار را تمیز کردند  . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط علیرضا برات وند  | 

اینم یه جور طنزه دیگه !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط علیرضا برات وند  |